وب هاستینگ
سفارش تبلیغ
صبا
سفارش تبلیغ
صبا
سیاسی - اجتماعی - حدیث منتظران قائم (عج)
سفارش تبلیغ
صبا
تماس با ما
بازدید امروز : 34
بازدید دیروز : 24
کل بازدید : 464455
کل یادداشتها ها : 442

مجله شبانه باشگاه خبرنگاران

V

بسم الله

نویسنده : امیر محمد

حدود یک سال دیگر از مهلت قانونی (!!!) ایالات متحده آمریکا برای خروج از افغانستان باقی مانده است . در این مدت همواره آمریکا به دنبال جایگزین کردن محلی در خاورمیانه برای این امر بوده . کشورهای زیادی را در برنامه های خود هدف قرارداده و امروز می بینیم که توانسته وارد یکی از حیاط خلوت های روسیه بشود . در حالی آمریکا قصد ایجاد پایگاه نظامی در دوشنبه را داشت ، در دقیقه نود طبق روال تصمیم های این روزهای کاخ سفید ، به یکباره تغییر موضع داد و قرقیزستان را انتخاب کرد . البته بماند که کشور دوست و همسایه (!!!) تاجیکستان هنوز هم از دم تکان دادن برای کاخ سفید دست برنداشته است و اعلام کرده که هرگونه کمکی که از دستش بر بیاید برای ایالات متحده آمریکا در منقطه دریغ نخواهد کرد . شاید این  کاسه لیسی تاجیکستان به آن دلیل است که آمریکا قصد دارد بر دخایر منطقه در دریای خزر مسلط شود ... شاید به آن دلیل است که آمریکا می خواهد جریان رشد اسلام گرایی در منطقه را کنترل کند ... !!! متاسفانه دریغ از فهم کشورهای مشترک المنافع از پشت پرده های برنامه آمریکا در منطقه قفقاز !


بعد از فروپاشی شوروی سابق بود که هر کدام از قدرت های دنیا سعی کردند از این سفره پهن شده در این منطقه استراتژیک از دنیا در خاورمیانه ، بهره کافی را ببرند . کشورهای زیادی از جمله انگلستان و فرانسه قصد به امر این ماجرا کردند ولی بازهم ایالات متحده آمریکا به دلیل رسیدن به سودای ابر قدرتی دنیا ، بیشترین تلاشها را برای ورود به این منطقه انجام داد و بعد از گذشت چند دهه ، هم اکنون شاهد موفقیت هایی از سوی آمریکا در اجرای این برنامه هستیم . شاید از سویی همواره روسیه تلاش خود را برای به سرانجام نرسیدن این هدف آمریکا انجام داد ولی کاخ سفید همواره با دادن وعده هایی در خصوص کمک های سنگین مالی و نظامی ، مخصوصاً به کشورهای مسئله دار با روسیه ، آنها را به همکاری متقاعد نمود . البته از دلایل پذیرش آمریکا توسط کشورهای پذیرنده این حیله هم همواره می توان از مشکلات مالی شدید آنان بعد از فروپاشی شوروی و تلاش برای با ثبات کردن کشورشان ، اشاره نمود که نقش مهمی را در این همکاری بازی می کرد .

در میان کشورهای مشترک المنافع هستند همسایگان ایران که به بهانه های مالی و درگیری هایی که با روسیه دارند ، خواستار برافراشته شدن چتر حمایتی آمریکا بر سر خود هستند . در این میان آمریکا هم مثل همیشه مانند کرکس بر سر این دنیا طلبی کشورهای قفقاز سایه انداخته و ضمن تلاش برای تصفیه حسابهای شخصی اش با جمهوری فدرال روسیه ، از نزدیک ترین مسافت فیزیکی برنامه های جاسوسی اش را از ایران اجرا نماید . مقاصد نظامی به یک سو ، رسیدن به اهداف مالی و چپاول معادن عظیم و غنی این منطقه  ، قطعاً از دلایل عمده آمریکا برای این همه سرمایه گذاری در این منطقه است . در این مرحله بیشترین تلاشهای کاخ سفید به این مسئله معطوف شده است که بتواند از میان تاجیکستان ، راهی برای عبور نیروهای نظامی اخراج شده از خاک افغانستان پیدا کند . به همین منظور بود که مقامات ارشد نظامی و امنیت آمریکا از جمله لائورس نیکلسون (معاون فرمانده نیروهای بین المللی در افغانستان ) ، رابرت بلیک ( معاون وزیر امور خارجه آمریکا ) و ... در هفته گذشته دیدارهایی فشرده با مقامات تاجیکستان داشتند .

تاجیکستان و آمریکا

سودای هدایت و رهبری بر این منطقه از دنیا بی دلیل هم نیست برای ایالات متحده آمریکا . قطعاً اینچنین منطقه ای که با چند کشور و قدرت بلامنازع منطقه ای و جهانی ، مرز مستقیم دارد ، می تواند وسوسه انگیز باشد برای تحت فشار قرار دادن آن کشورها . منطقه وسیعی که مستقیم با روسیه ، چین و ایران ، مرز مشترک دارد و این یعنی هدایت جریان سازی ها و برنامه های مداخله جویانه در سایر کشورهای قدرتمند ، از نزدیک ترین مکان ممکن . تمام این موارد را به کناری بگذارید . فرض می گیرم هیچ چیز دیگری در این منطقه مورد مناقشه وجود ندارد ، بجز " دریای خزر " ، آنوقت همین یک دلیل و انرژی های خفته در آن ، برای هرگونه دیوانه وار شدن برای تسلط بر منطقه ای کفایت می کند . آنجایی که دریای خزر با داشتن ذخایر عظیم نفتی ، در دنیا به منطقه ای فوق العاده استراتژیک تبدیل شده است .

البته این حمایت ها از برخی از کشورهای مشترک المنافع ، اینقدر هم ادامه دار نبوده ، یعنی آنطور نبوده که دولت و ملت آن کشور مورد حمایت دائمی باشند ، بلکه هر کجا منافع آمریکا ایجاب می کرد وارد میدان می شد ، حال خواه می خواست این مداخله علیه دولتی مانند تاجیکستان باشد که سالها با او رابطه نزدیک و همکاری داشته است . مانند جریانی که در حمایت آمریکا از شورشیان منطقه کولاب در تاجیکستان اتفاق افتاد . ولی متاسفانه این موارد آشکار از مداخله در امور و استقلال کشورها هم نتوانست مقامات دوشنبه را بیدار کند . البته در این روند همکاری آمریکا با تاجیکستان ، فراز و فرودهای زیادی داشت ولی بعد از جریانات حضور آمریکا در افغانستان ، دوباره به شدت مورد توجه آمریکا قرار گرفت . از سوی دیگر این برنامه های ایالات متحده آمریکا در منطقه قفقاز را می توان به چند دلیل عمده دانست . یکی از دلایل بسیار مهم ، کنترل جریان اسلام گرایی در منطقه است که به خصوص این روند آشکار در تاجیکستان مشاهده می شد . برای تحقق این هدف بزرگ ، کاخ سفید راه های متعددی را برای اجرای این برنامه ، طرح ریزی نمود . تا حد ممکن در زمینه های زیادی وارد بازی شد تا بتواند این نفوذ را همه جانبه هدایت و اجرا کند ، از کمک های مالی و فرهنگی گرفته تا همکاری های نظامی و رسانه ای ( که این مورد آخر همواره مورد تاکید موکد کاخ سفید برای نفوذ و ادامه حضور در این چنین کشورهایی است ) .

قطعاً ادامه این روند از سوی کشورهای مشترک المنافع ، اصلاً به نفع شان نخواهد بود و دیر یا زود مجبور به بازگشت از راهی خواهند شد که کمی غیر ممکن می نماید .  روند تغییرات معادلات منطقه ای هم موید این نکته است که از ابهت  ابرقدرت جهانی کاسته شده است و ملتها بیدار شده اند و دیگر نمی خواهند زیر بار سلطه بیگانگان باشند ، این می تواند زنگ خطری برای این  کشورها ، از جمله تاجیکستان باشد ...

 




بسم الله

نویسنده : امیر محمد

نگاه اتحادیه اروپا به مسئله هسته ای ایران چند درجه ای با نگاه ایالات متحده آمریکا تفاوت دارد . در هر حال بروز جنگی تمام عیار در این خصوص در مناطقه حساس خلیج فارس اصلاً به نفع اتحادیه اروپا نیست ، این اتحادیه همواره سعی کرده است مواضعی دو پلو در این خصوص اتخاذ نماید چرا که با توجه به تجربیاتی که از جنگ جهانی اول و دوم و جنگ اخیر در خاورمیانه ( عراق ) بدست آورده است ، دیگر نمی خواهد بازنده بازی باشد و البته هنوز هم حکمرانی بر بیشتر منابع جهان از آن آمریکاست و عملاً اتحادیه اروپا در جریان سازی مناقشات جهانی در حاشه به سر می برد .


اتحادیه اروپا بعد از جریاناتی که ذکر شد و به دلیل اینکه اثبات کند می تواند درمناسبات جهانی هنوز هم مداخله داشته باشد ، در صدد این مسئله است که وجهه خود را بازیابد و امروز بهترین گزینه برای مدارا ، جمهوری اسلامی ایران است که می تواند بعنوان شریکی مقتدر در منطقه عمل کند . در این میان و در این روزها هم اتحادیه اروپا و هم ایالات متحده آمریکا خوب می دانند که نمی توانند به جمهوری اسلامی ایران بیش از این فشار بیاورند و هر کدام در این بازی سعی دارند که با نگاهی منفعت جویانه تر دست از تحریمها برداشته و بیشتر به فکر منافع شان در سطح وسیعی از کره خاکی باشند .

در واقع آغاز مذاکرات ایران و اتحادیه اروپا بر سر مسائل هسته ای ایران ، حدوداً از سال 2003 میلادی کلید خورد . در آن سالها  بازهم ایالات متحده آمریکا پشت صحنه اصلی این بازیگردانی بود و اتحادیه اروپا را بعنوان واسطه ای بین خود و ایران قرار داده بود . مذاکرات ایران و اتحادیه اروپا بعد از یک دور کسل کننده و بی نتیجه به دوره جدید وارد شد . دوره ای که اتحادیه اروپا با تحریک آمریکا و انگلستان پرونده ایران را به شورای امنیت سازمان ملل فرستاد . از آن زمان به بعد بود که فشارهای علیه جمهوری اسلامی ایران به اوج خود رسید واین اعمال تحریم های شدید و ناعادلانه در سازمانی که ادعای رسیدگی به حقوق بین المللی را داشت بیشتر شبیه فاجعه بود . ولی در این میان هم جمهوری اسلامی ایران بارها و بارها بر حق خود پافشاری نمود و به دلیل همت و غیرت و تلاش دانشمندان جوان خود به جایی رسیده بود که دیگر تحریم های شدیدتر چیزی نداشت برای اعمال کنندگانش ، جز پشیمانی . نقطه عطف این مقابله به مثل های مقتدرانه جمهوری اسلامی ایران بر می گردد به ژانویه 2012 که ایران در مقابل تشدید تحریم ها ، کشورهای اتحادیه اروپا را در لیست سیاه خود قرار داد برای فروش مواد نفتی .

بعد از آن مرحله بود هم اتحادیه اروپا و هم آمریکا متوجه شدند که دیگر دوران تحریم ها علیه ایران بالاخره به سر خواهد رسید . هر کدام از دو طرف گرداننده بازی ( اتحادیه اروپا و آمریکا ) در این روزها گیج تر از گذشته در باتلاقی که خود آنرا ساخته اند ، فر می روند وراهی جز بازگشت ندارند که در این صورت هم متحمل هزینه های زیادی خواهند شد . موید این ماجرا این است که آژانس انرژی بین المللی انرژی اتمی در آخرین گزارش خود اعلام کرده است که این همه تحریم و فشاری که از جانب غرب و ایالات متحده آمریکا اعمال شده است ، بی نتیجه بوده ، چرا که جمهوری اسلامی ایران نه تنها در تحریم خرید نفت متضرر نشد ، بلکه توانست فروش خود را به مقدار قابل ملاحظه ای حدود 13 در صد افزایش دهد و این یعنی شکست و سرخوردگی اتحادیه اروپا و آمریکا .

آغاز کننده این برگشت علی رغم میل باطنی آمریکا بود که در همان روزهای ابتدایی تحریم خرید نفت از ایران شروع به این کار کرد و با بازپس گرفتن مهر تحریم از چند کشور آسیایی و اروپایی سعی کرد کمی از بار سنگین هزینه های کمرشکن تحریم علیه ایران بر ملت آمریکا بکاهد . در این مسئله شکی نیست که تحریم ها هم علاوه بر اثر بر خود اعمال کننده در ایران هم اثرات بدی داشت ولی این مقاومت جانانه نظام جمهوری اسلامی ( به پشتوانه حمایت مردمی ملت غیور و صبور ایران ) در حال نزدیک شدن  به روزهایی خوبی است . در این ماجرا آمریکا مثل همیشه یکی به میخ می کوبد و یکی به نعل . از طرفی سایر تحریم ها علیه ایران را افزایش می دهد و از طرفی هم معافیت تحریمی می دهد به بسیاری از کشورهای صاحب صنعت که با ایران ارتباط دارند ، این بدان معناست که نمی تواند از ایران بعنوان یک قدرت منطقه ای به راحتی بگذرد . تمدید معافیت تحریم ایران برای کشورهای ژاپن، ایتالیا، اسپانیا، هلند، یونان، آلمان، لهستان، فرانسه، جمهوری چک، بریتانیا و بلژیک ، از این دست اقدامات محافظه کارانه است . بی شک ایالات متحده آمریکا هم به این فکر است که همراه با تشدید تحریم ها شرکاء قدرتمند منطقه ای خود را نیز حفظ کند که با این روند ، این کار غیر ممکن است . نمود آشکار این مسئله توافق بزرگ و تاریخی ایران برای انتقال نفت به پاکستان و انشاءالله بعد از آن به سایر کشورهای آن محدوده است . این یعنی شکست برای سیاستهای مغرضانه ایالات متحده آمریکا .

در نشست اخیر ایران با گروه 1+5 در آلماتی از طرف گروه مذاکره کننده اروپایی پیشنهادات خوبی ارائه شده است که نشان دهنده پی بردن غرب و اروپا به شکست پذیر بودن در برابر قدرت ایمان و مقاومت جمهوری اسلامی ایران است . در این نشست ایران هم پیشنهادات هوشمندانه ای ارائه نموده که انشاءالله با تایید و اعلام راهبرد عملی آن توسط مسئولین و رهبر معظم انقلاب اسلامی ، شاهد پیشرفت بیش از این ایران اسلامی مقتدر باشیم ...

اللهم عجل لولیک الفرج ...




نویسنده : منتظر
تاریخ : پنج شنبه 91/12/24
هدیه منتظران قائم ()

بسم الله

نویسنده : امیر محمد          این مطلب در سایت خبریبولتن نیوز و سایت حرف تو لینک شده است .

امام خمینی (ره) " برای من یک مطلب به شکل معماست و آن این است که همه دول اسلامیه و ملت های اسلام می دانند که درد چیست ، می دانند که دستهای اجانب در بین است که اینها را متفرق از هم بکند ، می بیند که با این تفرقه ها ضعف و نابودی نصیب آنها می شود ، می بینند که دولت پوشالی اسرائیل در مقابل اسرائیل ایستاده که اگر مسلمین مجتمع بودند هر کدام یک سطل آب به اسرائیل می ریختند او را سیل می برد ، معذالک در مقابل او زبون هستند ، معما اینست که با این که اینها را می دانند، چرا به علاج قطعی که ان اتحاد و اتفاق است روی نمی آورند؟ چرا توطئه هایی که استعمارگرها برای تضعیف آنها به کار می برند، آنها توطئه ها را خنثی نمی کنند؟ آیا این معما چه وقت باید حل شود ؟ و پیش کی باید حل بشود؟ این توطئه ها را کی باید خنثی کند غیر از دولت های اسلام و ملت های مسلمین ؟ این معمایی است که شما اگر جوابی دارید و حل کردید ، این معما را به ما هم تذکر بدهید . "  بیانات امام خمینی (ره) در دیدار با وزیر خارجه سوریه ، صحیفه نور ،ج 8 ،ص 236 – 235 .

این روزها در معادلات و جریان سازی های جهانی و منطقه ای ، کم نیستند خبرهای نامتعارفی که در پاره از موارد هم باعث ناراحتی مان می شوند . شاید باید تجدیدنظر کنیم در این اعتقاد که همیشه نیروی ایمان می تواند در گروه های انقلابی عربی منطقه پایدار بماند .


در این میان و این روزها در بین کشورهای عربی منطقه ، قطر به وضوح در حال تسخیر جایگاه عربستان سعودی در میدان معادلات خاورمیانه است . شاید از اقدامات این روزهای قطر در سرزمین های اشغالی بتوان از حساس ترین جریان سازی های کنونی نام برد . جمهوری اسلامی ایران همواره حامی ملتهای مقاوم در برابر استکبار در همه جای دنیا به خصوص در خاورمیانه بوده است و به هیچ وجه از این حمایت شانه خالی نکرده است ، زیرا انقلاب اسلامی ایران برای برقراری یک حکومت اسلامی در منطقه و جهان ایجاد شده و امروز هم بی شک تنها گزینه مورد اعتماد و الگوی ناب مقاومت و اسلامیت در بین ملتهای آزاده جهان است .

 بدون فوت وقت ، یک راست برویم سراغ جناب خالد مشعل که هرزگاهی برای دریافت پول تو جیبی اش به ایران سفر می کند . شاید باید تلاشهای شدید حماس را برای بیرون آوردن نام این گروه از گروه های تروریستی به فال نیک گرفت ، نه اینه گمان کنیم  حماس قصد دارد با این کار برای خود وجهه ای بین المللی به دست آورده و راه گروه فتح به رهبری ابومازن را در پیش بگیرد !!!! با اینکه دوست ندارم اینچنین فکری کنم ولی شواهد چیز دیگری می گوید . این انحراف از معیار ( انحراف از اصول مقاومت ) گروه حماس از آنجایی شروع شد که امیر قطر درست بر طبق برنامه از پیش تعیین شده ایالات متحده آمریکا وارد سرزمین های اشغالی شد . نمود بیشتر این سفر کاری ! آنجا بود که ابومرزوق در جریان  حمایت ایران از سوریه ، اعلام کرد که این کار به تیره گی روابط حماس با ایران خواهد انجامید ( البته مثل اینکه حماس کمی در توهم به سر می برد که می خواهد برای ایران تعیین تکلیف کند ) .

در این بازی و بعد از اصرار ایران نسبت به حمایت ازمقاومت مردم و دولت سوریه ، سران حماس در یک حرکت عجولانه و صد البته بی خردانه ، دمش را ترک کردند و وارد دوحه شدند ، جایی که امیر قطر برای شان فرش قرمز پهن کرده بود ، البته خیلی هم نمی شود ایراد گرفت به خالد مشعل ، شاید تا حالا فرشی به این قرمزی ندیده بودکه رنگ از رخسارش برود والا زودتر از اینها ، رو بازی می کرد . چیزی که به وضوح نمایان است ، چرخش آرام حماس از اعتقادات گروهی اولیه ای است که داشته و انگار دلارهای قطری به آنان مزه کرده است که قصد دارد شریک و حامی دیگری به جز ایران و سوریه برای خود برگزیند . در این میان شاید مصر هم گزینه خوبی باشد ، که البته با توجه به رایزنی های موجود حماس با اخوان المسلمین به نظر این چنین می رسد . البته این گستاخی حماس به این جا ختم نشده است ، رئیس دفتر سیاسی حماس در صحبت هایی ، ضمنی ایران را مانع به نتیجه رسیدن گفتگوهای منتهی به صلح !!! بین حماس و فتح معرفی کرده است .

دور جدیدی از این حرکات نسنجیده حماس را باید در روزهای آتی منتظرش بود . روزهایی که قرار است اوباما به سرزمین های اشغالی سفر کند . باید دید آیا خالد مشعر بازهم مانند سفر آل ثانی ، وی را به بازدید از مناطق مختلف سرزمین های اشغالی خواهد برد یا نه ؟!! به هر حال حماس به شدت به دنبال این است که با لابی های منطقه ای ( طبق معمول این روزها کسی نیست جز امیر قطر ) و بین المللی به اصلاح دم آمریکا را ببیند و او را راضی کند که نام این گروه به اصطلاح مقاومت را از لیست گروه های تروریستی خارج سازد و این برنامه برای التماس و سازش نمودی آشکار از تغییر رویه جریان مقاومت در این گروه است ، تغییر رویه ای که اصلاً با روح مقاومت در هیچ کجای دنیا سازگاری ندارد . سرانجام این سازش به آنجا ختم خواهد شد که حماس بتواند با خروج از این لیست با ابومازن ( شما بخوانید اسرائیل !) مذاکره کند و این یعنی حرکت به عقب برای گروهی که ادعای مقاومت در برابر استکبار را داشت  و این یعنی به رسمیت شناختن ابومازن و این یعنی قبول مرزهای 1967 و این یعنی به قبول کردن شروط رژیم اشغالگر قدس و این یعنی سازش و پذیرش اسرائیل به عنوان یک کشور و این یعنی فاتحه ای برای این گروه که همیشه فتح را متهم به همکاری با استکبار می کرد !!!

اینطور نیست که با عقب گرد این گروه ، مقاومت پاک و مقدس مردم مظلوم فلسطین هم پایان یابد ، نه ، این مردم غیور سرزمین مقدس قدس بودند که در تمام این سالها پشت گروه های مقاومت ایستادند و آنها را در مبارزه با استکبار یاری رسانند و البته در بسیار ای موارد فهمیده تر و پخته تر با جریانات جاری در آن سرزمین برخورد نمودند . در واقع این مردم بودند که هیچ گاه عقب ننشستند و برای این مقاومت خود هم تاوان های سنگینی را پرداخت کردند ، اینطور نیست که این ملت مقاوم بخواهند با عقب نشینی یک گروه ، تمام دستاوردهای نیم قرن اخیر خود را به آسانی از دست بدهند . انشاءالله با این مقاومتی که از ملت مظلوم و ستمدیده فلسطین و حمایتهای ملت تاریخ ساز ایران اسلامی سراغ داریم ، پیروزی نهایی از آن حزب الله که همانا همین ملت مقاوم هستند ، خواهد بود ... یادمان نرود آرمان امام موصی صدر عزیز را که فرمود "... بدان ای ابوعمار ! شرف قدس ابا دارد از این که به دست غیرمومنین آزاد شود ...  "

... اللهم عجل لولیک الفرج ... یادمان نرود ......




نویسنده : منتظر
تاریخ : سه شنبه 91/12/22
هدیه منتظران قائم ()


 
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.
 
->